تبلیغات
✘†̲P̲ą̲ï̲ŋ̲ŧ̲ ̲I̲ŧ̲ ̲B̲ℓ̲ą̲ƈ̲ҡ†✘ - highschool girls قسمت1
highschool girls قسمت1
خب بچه هااااااااا و اینک بعد از سال ها تلاش شبانه روزی ،مهندسان پرکار کشور،..........نسل جدیدی از نانوتکنولوژی را ابداع کردند!!!
به نااااااااام:
داااااستاااانممممممم
خو دیه برین ادومه!!
*بنرشم در دست ساخت میباشد*
_جولیا!یکم بگیرش سمت چپ!......آم نه نه بگیرش سمت راست.....یه دوسانت ببرش بالا......حالا یه سانت پایین.... یکم دیگه ببرش سمت راست......عالیه!نه یه سه سانتم ببرش بالا!یه دومیلی متر هم ببرش سمت......
_بسه دیگهههههه جودییییی!دستم خسته شدددددددد
(درحالی که دوربین از سنگینی داره از دستش میفته و سعی داره بالا نگهش داره)آخه تا کی باید این دوربینو نگه دارم خیلی سنگینه!
_هییییششششش!من خواهر بزرگترتم باید به حرفم گوش کنی(جودی همینطور که  داره به ساعتش نگاه میکنه)فقط کافیه  یه نیم ساعت دیگه نگهش داری تا مصاحبه رو شروع کنم!
_چیییییی؟؟؟؟؟ما فقط نیم ساعت وقت تلف کردیم دوربینو تنظیم کنیم!حالا باید نیم ساعت دیگه صبر کنیم تا تو....
-الان همین بحثی که کردیم خودش پنج دقیقه وقت برد!باید صبر کنیم یه سوژه ی مناسب بیاد که مصاحبه رو شروع کنم......میخوام یه مصاحبه به یادموندنی داشته باشم!
_آآآآآآه بااااااااشه
(5 دقیقه بعد)
جولیا درحالی که داره از سنگینی دوربین میناله!)
_اههههههههجودی تا الان نزدیک ده نفر اومدن و رفتن برو یکیو انتخاب کن دیگه!نکنه منتظری ترامپ بیاد؟؟؟؟
(جودی همینطور که دستشو مثل آفتابگیر آورده بالای سرش و منتظره که یه فرد مناسب با نظرش بیاد!)
_اممممممم.....باشه.....ببینم اون چطوره؟؟؟
جولیا با بی حوصلگی و غرولند کنان:کدوووم؟؟؟
_اون مو سرخابیه!!جولیا دوربینو روشن کن!
_.........
(جودی به سمت دختره میرفت و جولیا هم دوربین به دست دنبالش؛دختره مشغول ور رفتن با گل  های رز مصنوعی و گیاه های  تزیینی ای بود که برای تزیین استیج سالن  به ستون های کناری استیج آویزون کرده بودند.جودی نزدیک رفت و گلوشو صاف کرد و توجه دختره جلب شد و بهش نگاه کرد و جودی میکروفو گرفت کنار دهنش،با دختره دست داد و گفت:)
_سلام!من جودی لیبی هستم پایه ی نهم خوشحال میشم اسمتو بدونم!
_.......سلام منم نیکیسا داناوان هستم پایه ی هشتم!
_خوب نیکیسا نظرت درباره ی این مدرسه چیه؟
_آمممممم....نمیدونم هنوز اشنایی کامل ندارم ولی به نظر میاد مدرسه ی خوبی باشه!
-خوب خیلی خوبهببینم چیزی اینجا هست که به نظرت جالب باشه؟ چیزی توی این مدرسه هست که توجهتو جلب کرده؟؟
_راستش تاالان نه ولی از این گلهایی که اینجا برای تزیین گذاشتن خوشم اومده!فقط اگه مصنوعی نبودن بهتر بود!
_ من شاید بتونم رسیدگی کنم!خب باشه خوشحال شدم بعدا می بینمت خداحافظ!
_منم همینطور خداحافظ!
.................................................................................................................................
(جودی خطاب به جولیا درحالی که دوربینو از جولیا گرفته بود تا بررسیش کنه و به صفحه اش نگاه میکرد)
_خببب......اینم از اولیییییییی!ببینم جولیا چطور بود؟
(جولیا داشت دستشو تکون میداد تا خستگیش دربره!)
_آخییییییشششششششششش.......(توجهش با حرف جودی جلب شد)ها چی؟؟آوووو خب خوب بود!( همه حواسش به دستش بود یه چی پروند رفت!)
(جودی درحالی که دوربینو داد به جولیا و روشو برگردوند تا سالن رو برانداز کنه!)
_آمممممممم جولیا دوربینو نگه میداری یه لحظه؟من میرم ببینم میتونم مخاطب جدیدی پیدا کنم یانه!
_جولیا تو دلش*اه باز شروع شد!*
خب باشه نگه میدارم توبرو!(بعدکه جودی رفت جولیا با یه خنده ی شیطانی روشو برگردوند و با یه نگاه مرموزی به دوربین تو دستش خیره شد!)
(بعد 10دقیقه جودی برگشت و دوربینو با خوشحالی از جولیا گرفت و به صفحه اش نگاه کرد تا برای مصاحبه جدید تنظیمش کنه!)
_وااااااااای جولیا نمیدونی یه سوژه ی خیییییلیییییی عالی پیدا کردممممممم!!!چه مصاحبه ای بشه اییییین!!!(بعد یه نگاهی به صفحه ی دوربین انداخت و لبخندش به کلی محو شد و بهتغییر یافت!)
_آمممممم.....چرا......چرا این شارژش تموم شدهههههههههههههههه؟؟؟؟!!!نه بدبخت شدممممممم اهههههه!!
(بعد با اخم و مثل این طلبکارا به جولیا نگاه کرد!)
جولیا تو دلش(هاهاهاهاهاااااا)
_آمممم.....چیزه.........چیزه......اینه.......من............(با همین قیافه ی نیشخندش ادامه داد!)وقتی رفتی حوصله ام سر رفت و هی باهاش فیلم گرفتم!(بعد یهویی حالتش به التماس وگریه افتاد و درهمین حالت ادامه داد)میدونم غلط کردممممممممممم
ببخشییییییییییییییییید

(جودی درحالی که دیگه هیچی حالیش نبود داد زد)
_چه گ............ه...........ی خوردیییی؟؟؟
جولیا تو دلش(اوه اوه بدبخت شدم!)
(جولیا الفراررررر و جودی دوربینو تند گذاشت زمین و عین یوزپلنگ خیز برداشت سمت جولیا و افتاد دنبالش!!!)
_واستا بینم لنگه جوراب قهوه ای!!!
(جولیا باخواهش و التماس درحالی که کفشای سونیکو قرض کرده بود و داشت عین جت میدویید!!!)
_جودیییییییییی غلط کردممممممممشکر خوردمممممممممدیگه تکرار نمیشهههههه
_چیییییییی؟؟؟؟؟تکرار نمیشهههههههههه؟؟؟؟
.
.
.
.
.
*و این دنبال کردنا هنوز ادامه دارد!*
.........................................................................................................................
(بیوتی کنار در ورودی سالن(یعنی بیرون سالن) وایستاده بود و درحالی که دستش زیر چونش بود و داشت به دیوارا و همه جای راهروی بزرگ مدرسه نگاه میکرد باخودش آهسته میگفت)
-هوممممممممممم.......جای خوبی به نظر میاد ولی فکر کنم رنگ کاغذ پوستر* خوش آمدید*با رنگ دیوارا و سرامیک کف راهرو ست نیست!!!!!(و بعد یه آیینه دستی کوچیک آبی آسمانی از کیفش درآورد و درحالی که جلوی آیینه با صورتش ور میرفت و درهمون حال توی کیفشو جست و جو میکرد  با نگرانی گفت)
_واااای......خداکنه رژ لب و شال گردنی که با رنگ گلهای تزیینی سالن ست باشه رو همراهم داشته باشم!!!!!(چه بیکاریه!)
(بیوتی یه صدای داد و فریاد شنید و به سرعت با تعجب سرشو برگردوند!اما تا سرشو برگردوند یهویی صورت یکی رو مقابل خودش دید که یهو.......بووووووووووووومممممممم!!!و بیوتی و جودی در اثر برخورد به هم روی زمین افتادن و بیوتی درحالی که سرشو میمالید و با موهاش ور میرفتو متوجه جودی نشد که در حالی که از درد دست چپشو رو دست راستش گذاشته بود و با یه تعجب خاصی نگاهش میکرد گفت)
-آآآآوووووووووو نهههههههه!!مدل جدید موهام خراب شددددددددد!!
(جودی تا متوجه شد و به خودش اومد فوری بلند شد و دست بیوتی رو گرفت و بلندش کرد و با دستپاچگی گفت)
_اوه.....م......من واقعا معذرت میخوام حالت خوبه؟؟ببخشید یه لحظه جلومو ندیدم!!!امیدوارم آسیبی ندیده باشی!
(بیوتی هم که موهاشو داشت با دستش با یه حالت عصبی و غرولندکنان و ناراضی صاف میکرد، وقتی کارش تموم شد با یه لبخند ملیحی به جودی نگاه کرد و گفت)
_اوه نه چیزی نیست عزیزم!!! ببخشید تقصیرمنم بود خیلی حواسمو به ست رنگا پرت کرده بودم!!من بیوتی آیدول(Idol)هستم کلاس نهم!
_جودی هستم کلاس نهم!!موردی نیست منم تقصیر داشتم!
_خب خانم.....جودی!میای یکم اینجا باهم قدم بزنیم؟؟؟
_آوه باشه بریم!!
........................................................................
فیلا تمومید دوستان ببخشید کم بوداهه!!

[ یکشنبه 10 بهمن 1395 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ ✘†ҍӀąçҟ†✘ ] [ چطوره؟؟؟ () ]
آخرین مطالب